برای توووو
احسانم :
این عشق تو سر پناه آخر من است ،
و این دوست داشتنت ، تنها امید بودن من است ..
بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک کلام :
آن هم کلام آخر : خدانگهدار زندگی !
بدون تو جایی برای ماندن نیست
و هیچ راهی برای زنده بودن نیست ...
چشم به راه تو می باشم در این جاده زندگی ،
با پاهای خسته و دلی پر از امید !
وقتی غروب می شود و تو نمی آیی
دلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک ...
باز به انتظار طلوع و آمدنت مینشینم ،
دلم می خواهد آن لحظه
همچو خورشید در آسمان قلبم طلوع کنی ...
ای وای از فردا ...
و وای از آن روزی که آسمان ابری و دلگرفته باشد ...
آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ،
و باز باید به انتظارت نشست...
نشست و گریست با همان دل پر از خون ،
با آن پاهای خسته و قلبی شکسته ...
این کلام آخر من است : بي تو هرگزبا تو عمري !
این عشق تو سر پناه آخر من است
و این غروب آغاز دلتنگی های من است ...
بدون تو جایی نیست برای ماندن ،
بدون تو باید سفر به آن سوی دنیا کرد ...
آری این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز
دوستت دارم .
تا تو بیایی منتظر می مانم.
|+|
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 8:49 قبل از ظهر


