تبليغاتX
< من.پيام نور فيروزآباد. شماو... :: من.پيام نور فيروزآباد. شماو...
دریای خاطرات من
 

آهي كشيد غمزده پيري سپيد موي،

افكند صبحگاه در آيينه چون نگاه،

در لابلاي موي چون كافور خويش ديد:

يك تار مو سياه!

...

در ديدگان مضطربش اشك حلقه زد

در خاطرات تيره و تاريك خود دويد

سي سال پيش نيز در آيينه ديده بود:

يك تار مو سپيد!

...

در هم شكست چهره محنت كشيده اش،

دستي به موي خويش فرو برد و گفت:" واي!"

اشكي به روي آيينه افتاد و ناگهان

بگريست هاي هاي!

...

درياي خاطرات زمان گذشته بود،

هر قطره اي كه بر رخ آيينه مي چكيد

در كام موج، ضجه مرگ غريق را

از دور مي شنيد؛

...

طوفان فر ونشست ولي ديدگان پير،

مي رفت باز در دل دريا به جستجو،

در آب هاي تيره اعماق خفته بود،

يك مشت آرزو!

 

"فريدون مشيري            

|+|
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 6:16 بعد از ظهر
سخنی از دکتر شریعتی
دکتر علی شریعتی میگه:

وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نكن!!

خاموش باش، قرن ها ناليدن به كجا انجاميد؟؟

تو محكومي به زندگي كردن تا شاهد مرگ

آرزوهاي خودت باشي ...

 

|+|
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 6:12 بعد از ظهر

اين اهداف هستند كه به زندگي انسان جهت مي دهند و اون رو واسه رسيدن به يه مقصد رويايي به تلاش وادار مي كنند ...

من خيلي خوشحالم كه يكي از انسان هاي هدف مند اين كره خاكي شدم ...

پيش به سوي اهداف !

آستين ها بالا و چشم ها باز ...

ما داريم مياييم.ترم یک که همه به این ترم و دانشجو هاش یه جور دیگه و با چشم کورکورانه نگاه میکنند تموم شدو الانم که این مطلب و اپ میکنم انتخاب واحد شروع شده که البته اینترنتی شده و طبق معمولم هرچیزی که به ما میرسه مدلش عوض میشه یه جورایی اپدیت میشه"مثلا گواهینامه که تا ما اومدیم بجنبیم کتابش که اندازه یه رمان شدو تازه کلاسی هم شد.یا همین کنکور که شرط معدلی شدو..خلاصه ما که شدیم موش ازمایشگاهی و باید همیشه قبل از اینکه کسی مارو به روز کنه ما خودمونو به روز کنیم.راستی یه گلایه ای هم از این پیام نور داشتم البته انتقاد.میخواستم بگم که این دانشجوهای پیام نور اصلا احساس دانشجوی واقعی ندارند همه رو نمیدونم ولی من خودم که اینطورم.یا شاید هم این تلفن هاشون که همیشه یا اشغاله یا بر نمیدارن.یا اینکه همش به ادم جوابای سر بالا میدن.مثلا در مورد همین انتقالی یا مهمان شدن که همش میگن برو 2 ماه دیگه بیا .تازه نمیدونم این فراگیر چه صیقه دیگه ای بود که اومدو همه رو داغنشجو کرد البته اینو. از روی حسودی نگفتم .تازه این نمرات دانمشجوها هم که اومد و چند روزی حال مارو گرفته بود مثل اینه که اشتباه شده.خلاصه ما که یکی از امتحاناتمونم جا موندیمو خیلی اتیشی شدیم.به امید یه روزای بهترو البته پیشرفت..

|+|
نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 12:6 بعد از ظهر